تبليغاتX
گوهر خویش را مکن تقدیم هر ناقابلی
گوهر خویش را مکن تقدیم هر ناقابلی
 
       

فاصله.... ....!!!

 

 

                

دلم گرفته..

از خودم خسته شدم..

از رفاقتایی که با فاصله از هم پاشیده میشن خسته شدم..

بازم از خودم..از خوده خوده خودم خسته شدم.

کودک درونم هم خسته شده...اما....

اما اون از من خسته شده...

میخواد بره.........!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

یادش به خیر قدیما..یه مریم بودو......یه فاطمه-آجی معصومو آجی مریمی

الان فقط همون یه مریم مونده و همون یه مریمو همون ....همون خودم.تنهایی..

تنهای تنها...

فاطمه که همه بودو نبودم بود..آجی معصوم و مریمی....بچه های دیگه...!!!کافی نت پارسیـــا

چی شد که اینجوری شد..کجا رفت اونهمه شور..رابطه..صمیمیت..محبت.

چی شد که اینجوری از هم جدا شدیم.دور شدیم.بی تفاوت شدیم.

چی شد که تولد همو به خاطر مشغله یادمون میره..اینا یعنی چی؟

یعنی بی تفاوتی؟؟؟یعنی بی مهری..بی علاقگی؟؟؟یا...

یا معنیش یه چیزای دیگست که به مغز من نرسیدن؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

کی باورش میشد من...من و فاطمه....منو فاطمه این همه..این ن ن همـــــــــه از هم دور بشیم.این همه...

جیک جیک 1: 1384

جیک جیک 2: 1385

جیک جیک 3: 1386

جیک جیک 4:..... 138 نه دیگه دست نگه دار ..اینو دیگه نگو که همینه....

فهم فاصله خیلی سخته....!!!!!!!!!!

خیلی.

 جیک جیک۵:فاطمه

این سالایی که توی جیک جیکا نوشتم یه دنیا حرفه توشون..یه دنیاااا..اما فهمش فقط واسه اونایی ممکنه که توی این متن اسمشونو نوشتم.......

 

دوستیهاتون پر باشه از ....

.

.

.

از یکرنگیو ابدیت.

مواظب خودشون باشید.!

 

 

 

               

!!!لحظه!!!

 

                       

نه تو مي ماني , نه اندوه

 

و نه هيچ يک از مردم اين آبادي

 

به حباب نگران لب يک رود قسم

و به کوتا هي آن لحظه ی شادي که گذشت

غصه هم خواهد رفت

آنچناني که فقط خاطره اي خواهد ماند

لحظه ها عريانند

به تن لحظه ی خود ،جامه ی اندوه مپوشان هرگز

تو به آيينه؟ ....، نه! آيينه به تو خيره شده ست

تو اگر خنده کني او به تو خواهد خنديد

و اگر بغض کني

آه از آيينه ی دنيا که چه ها خواهد کرد

گنجه ی ديروزت , پر شد از حسرت و اندوه و چه حيف

بسته هاي فردا , همه ... اي کاش ... اي کاش

ظرف " اين لحظه" وليکن خالي ست

 

 

 

 

 

payame mo0savii b mardome agahe iran zamin

 

 

                      حتما کلیک کنید

پیام مهم میرحسین موسوی خطاب به ملت ایران


شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۰۳

مهندس میرحسین موسوی نخست وزیر امام به مناسبت انتخابات ریاست جمهوری پیام مهمی خطاب به ملت، صادر کرد.
به گزارش "کلمه" متن کامل این پیام بدین شرح است:
بسم‌الله‌الرحمن الرحیم
ملت شریف ایران
نتایجی که برای دهمین دوره از انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد بهت‌آور است. مردمی که در صف‌های طولانی اخذ رای شاهد ترکیب آرا بودند و خود می‌دانند که به چه کسی رای داده‌اند با حیرت تمام به شعبده‌بازی دست‌اندرکاران انتخابات و صدا و سیما نگاه می‌کنند. آنان اینک بیش از همیشه به دنبال آن هستند که بدانند چگونه و توسط چه کسانی و مقاماتی طرح این بازی بزرگ ریخته شده است. اینجانب ضمن اعتراض شدید به روند موجود و تخلفات آشکار و فراوان روز انتخابات هشدار می‌دهم که تسلیم این صحنه‌آرایی خطرناک نخواهم شد. نتیجه آنچه که از عملکرد متصدیان بی‌امانت دیده‌ایم و می‌بینیم جز تزلزل ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و حاکمیت دروغ و استبداد نیست. اینجانب طبق وظیفه شرعی و ملی خویش به افشای رازهای پشت سر این روند پرمخاطره خواهم پرداخت و آثار نابودکننده آن را بر سرنوشت کشور توضیح خواهم داد و ترس آن دارم که ادامه وضع موجود همه نیروهای موثر در نظام را به توجیه‌گرانی دروغگو در مقابل مردم تبدیل کند و دنیا و آخرت آنان را در معرض لطمه‌های جبران‌ناپذیر قرار دهد.
به مسئولان توصیه می‌کنم پیش از آن که دیر شود این روند را فورا متوقف کنند و همگی به خط قانون و امانتداری از آرای ملت بازگردند و بدانند که خروج از عدالت مشروعیت نیست. آنان بیش از هر کس دیگر از این حقیقت باخبرند که در این کشور انقلابی بزرگ و اسلامی صورت گرفته است. کمترین پیام انقلاب ما این است که مردم آگاهند و در برابر کسانی که با تقلب روی کار بیایند تمکین نخواهند کرد.
اینجانب از همین فرصت استفاده می‌کنم و ضمن تشکر از عواطف ملت بزرگوار ایران به آنان تذکر می‌دهم که ایران این موجود آسمانی متعلق به آنان است و نه متقلبان. این آنان هستند که باید با هوشیاری خود از آن حفاظت کنند. خائنین به آرای مردم ابائی از آن ندارند که این خانه پارسایان به آتش کشیده شود. ما موج عقلانیت سبز خود را که برگرفته از تعالیم دینی و علایق ملت ما به اهل بیت پیامبر(ص) است با تمامی شور ادامه می‌دهیم و با شورش دروغ که در کشور طغیان کرده و چهره آن را آلوده است مبارزه می‌کنیم، اما اجازه نخواهیم داد که حرکات ما شکل کور به خود بگیرد.
جا دارد از یکایک شهروندانی که برای رساندن این پیام سبز هر کدام ستادی بودند و تمامی ستادهای مردمی و رسمی که در انتخابات فعالیت می‌کردند سپاسگزاری کنم و تاکید نمایم که تا رسیدن به نتیجه‌ای که کشور ما لایق آن است همچنان به حضور و تلاش آنان نیاز است.
و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن علی ما آذیتمونا و علی الله فلیتو کل المتوکلون.

میرحسین موسوی

من که سهمی از این روزا ندارم...!!!

روز عشق پیشاپیش مبارک!بنا به عادت هر ساله که مینویسم.

البته 29بهمن نه 25....

اینم از آپ بهمن مریم خانومی

 

              ما که سهمی نداریم.!!!!

نکنه خدا نکرده....

عاشقیم هم آشیونه .. واستادیم شونه به شونه

قصه اینجوری تموم شد..کلاغه رسید به خونه

تویی تنها انتخابم..اومد اسمت توو کتابم

وقتی میپرسیدم از عشق..فهمیدم تویی جوابم

همه جاده ها رو رفتم..همه حرفا رو شنفتم

آخرش به تو رسیدم..گلِ من با تو شکفتم

کاش خدا که مهربونه

دوست هر دله جوونه

یه روزی به خونه هم

عاشقارو برسونه

هر کی هستی آرزو کن تا دلت جوون بمونه

روی شاخه های احساس..واسه عاشقی بخونه.

                       بی بهونه!

 

نکنه خدا نکرده سفر بهت بسازه.

عوض کنه هواتو آبو هوای تازه

نکنه خدا نکرده یادت نمونه اشکام...

.یادت بره چه خستم..یادت بره چه تنهام

بخون اگه دوس داشتی منحنی لباتو بشکن:دی(چی گفتم؟؟؟؟:دی)

به به به به..!!!!!!!

سلام رفقا

اول بگم که الان منو عاطی(دخی خاله با هم خونه دانشجوییمونیم)

یه لحظه خفن شااااااااااااد شدیم گفتم شما هم شیریک شین...!!!!

 

ما یه درسی داریم "احکام"توی کلاسش در مورده همه چی بحث میکنیم.الللللا درس...

 

یکی از حرفایی که بچه ها زدن این بود که آیت الله بهجت به مقلدای خودش میگه که اگه یه پسر یا   یه دختری یه جایی نشست و جاش گرم شد...وقتی بلند شد یه جنس مخالف نباید اونجا بشینه که اگه بشینه چی ؟چی ؟چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

*گناه کرده!!!!!!!!!

 

اینو که برای عاطیمون تعریف کردم گفت باابااااااا اینو چی میگی....آیت  االله بهجت خیلی سخت گیرن..حالا گفتن که اگه یه دختروپسری توی تاکسی (ماشین)کنار هم بشینن باید صیغه بخونن....

 

منو داری ی ی ی ی ی ی...وووووووووووووووووووووی...چییی می گههههههههههههههه؟؟؟؟؟

 

اینو که گفففت روده بُر شدیم جفتمون اززززز خنده...!!!!!

 

بعدش عاطی گفت خوبه دیگه بشینیم توی تاکسی بعدش صیغه بخونیم...

منم ادامه حرفش گفتم آره...آره...دقیقا...فکر کن بشینیم بگیم انّ کاهو سنّتی برادری و خواهری......

عاطفه گفت بعدش بگیم آیا Are u قَبلتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پسره هم برگرده با روی نه چندان گشاده بقلنت کنه بگه قبلتَ قبلتَ قبلتَ خواهری ی ی ی ی ی.... قبلتَ ...!!!!!...............

 

خلاصه اینجوریا..چن وقتی بود ما دو تا با هم این تریپ برنامه ها رو نداشتیم.

 

خوج بگذله ه ه ه..مواظب خودشونم باشید......

 

راستی راستی:

 

 جیک جیک1:دوشنبه 25آذر تفلد عجخمههههههههههه....عاطی جونمون تفلتت مباللللللللللللک 1000تا....در میایم از خجالتت خوجگلمممممممم

 

                                                    do0set dalam havartaaaaaaaaaaaa!!!!

 

 

جیک جیک2:محمد عروسی عروسی میکنی..!!!!!!!!چیه؟عروسی داری روت نمیشه بگی هی گیر دادی ...آخه 19آذر کی عروسی میکنه که من؟؟؟؟؟؟من 7تیر ....اون موقع ها اگه خبری شنیدی یا چیزی دیدی حخیخت داله...تاسشم ..تاسشم...هنوس اصل کالی لو ندالم کههههههههه...!!!!!!

 

جیک جیک۳:این یه معاملست...دلتنگم باشید تا دلتنگتون بشم.|!!!!!!

من خواستم اما......

 

                           

 

روزگارو می  بینی؟خدایا چرا اینقدر تو دمت داغه ؟چرا اینقد خوبی آخه؟واه واه....من چقد بدم آخه؟چرا اینقدر دوسم داریو بهم کمک میکنی؟من که خیلی بدم....یعنی چی آخه؟آخه آخه...:دی

یکی مثل من اینقدر بد .....یکی...

 یه چیزی شده که فکرشم برام محال بود!!!

امروز 2شنبه ساعت 15:30 دقیقه یکی از بهترین اتفاقات زندگیم افتاد.البته یه نمه شک و تردید در دل دارا هسته می باشم....

 

چن روزی بود که یه بادی اومده بود توی زندگیمو یه تلاطمی ایجاد کرده بود(از نوع بدش)...اولش خُصّه ناک شدم.خمگین شدم...دلم گلفت....)خواهشا واسه خودتون نبررید ندوزید ....من خیلی از این کار بدم میاد.

اما امروز یه اتفاقی افتاد که خیلی خاص بود.خیلی خاص بود.خیلی خاص بود.البته اگه اون باده وزیدن نمیگرفت شاید ارزشش اینقدر قابل درک نمی بود...شاید:دی.خدایا دوسم داری.میدونم نداشتی که اینقدر منو ....

 

خدایا من کی بیام دست بوسی؟نه نه نه نه...تورو خودت قسم یه وقتی بده من بیام..........کوچیکتم..خاکه پاتم...قوفونتم

 

چی؟؟؟؟آخه چرا؟؟بچه ها  میدونین خدا همین الان چی بهم گفت؟؟؟؟؟؟گفت :   از   جلوهه چشمام خفه شوووووووو ملیمی ناس ناسی.....فهلن خسته ام ازت ..

آخه خدایا تو که میدونی تا کسی رو دوس داشته باشم این حرفا توو گوشم فورو نمیره.تو دیگه چرا؟تو  که میدونی توی این زمینه چقدر یک دنده و لجبازم و تا به نتیجه نرسم ول نمیکنم ...پس چرا آخه؟

وای بچه ها از خدا وحی رسید که مریمی خیره سری کنی خششششششششکت میکنم.....

ای دورت بگردم..من غلط کردم به خودت قسم!!!!!!!!!!!

ولی خدایا بازم کوچیکتم...خاکه .....از جسم که نیستی......خاکه......نمیتونم جورش کنم...خاکه ..آهههههههههاااااااااااا..خاکه نفسِ عاشقانتم که سراسر وجودمو پر کرده...

 

این که اون باده ناملایم چی بودو کی بودو چی شدو چی نشد بمونه توی دلم و واسه خودم....که بدونم طوفانه دریاس که لایق ترین ناخداها رو میسازه و ناملایمی هاس که امثال مریمی ناس دونه رو قدرتمند میکنه.

 

ای جاااااااااااااااااااان.

 

قوفونه همشون بشم من.

 

بوش خوجگله رو بگیلید که اومممممممممممد

یه نصیحت که نه...یه حرف خواهرانه:زندگی رو جدی نگیرید...غصه هاشو تحویل نگیرید.بی خیالی سپره هر درد است.اگه چیزی میشه حتما مصلحتی داره.ای مصلحتتو شکر که من عاشقانه دوستت دارم اوس کریم.عاششششششششششششقتم

 

بای تا های                      ساعت نزدیک غروب می باشد.

 

 

جیگرشو بخورم (الهی یادت نره).دلم واسه یکی خیلی تنگ شده.(چن بیت شعر آخرم به همونیکه خودشم خوب میدونه)

 سلام بچه ها که نه..........دیگه بزرگ شدین!!!

دیشب که 4شنبه بود یه برنامه ای داد شبکه 2(البته هر شب میده).دیشب راجع به طلاق بود.

با عاطفه جلوی تلویزیون بودیم.برقم خاموش بود.

یه تیکه ایش حرف امام علی شد.(عاطفه خیلی امام علی رو دوست داره)همه هم میدونن.

اما تا اسمش اومد گفت من عاشق امام علی ام و تا اسمشو میشنوم یه حال عجیبی میشم.

من هیچی نگفتم(محو تماشا بودم).درست همینجوری....

یه هو ازم پرسید ململی تو چی؟

یه کم تفکر کردم.بعدش گفتم امام زمان ....یه ذره مکث کردم بعدش گفتم امام حسین...یه خورده دیگه  موندم گفتم امام علی رو هم خیلی دوس دارم... (کلا بچه با خدا و پیامبری ام)متوجه شدید دیگه...!!!!

یه کم بعد گفتم آههههههااااا حضرت محمد(ص)."جیگرشو بخورم"بعدش گفتم""عاطفه اشکالی که نداره گفتم جیگرشو بخورم...داره یا نه؟؟؟؟؟""

اول گفت نه...گفتم اشکال نداره ه ه ه ه ه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟منظورم جیگر حضرت محمد بودااا

بعدش خیلی تیزو فِرز گفت :بگو الهی.....بگو جیگرشو بخورم الهی....منم گفتمجیگرشو بخورم الهی(اینقدر فاز گفته بود)کلی خندیدیم.یادش به خیر(با اینکه همین دیشب بود)

ماجرای الهی رو که همه حتما شنیدین دیگه...همونی که اگه فقط میگفتم جیگرشو بخورم(قتل عمد نفس میشد)و حالا که گفتم الهی مستحب شدو ثواب داره.

خلاصه اینجوریا.

بچه ها یه سری هیجانات درونی با توجه به عوامل خارجی توی دلم در حال شکل گیریه.(آخ سرم گیج رفت)

هه هه هه هه.

عمرا!

دلتونو صابون که خوبه......مایع ظرفشویی هم بزنید نمیگم فعلا بهتون.

 

به اونی که دلم براش تنگولیده!!!!ااگه خودش گفت کیه جایزه داره:دی(فک نکنید پسره هااااا)

******کجایی بیای ببینی خیلی تنهام...پره غصه.

           کسی جز تو نیست که حال بی کسیهام رو بپرسه.

            تو میدونی حالو روزه درد بی درمون من رو.

           میدونی نامو نشون دل بی نشون من رو.(کجایی..ماهان بهرام خان)

خیلی شعرش قشنگه.           لینکشم میذارم خیلی کمه و زود دانلود میشه

                                          دانلود:   کجایی

بوس بوس(فعلن)بای تا های

 


زندگي در کلوزآپ ،تراژدي است و در لانگ شات..." کمدي"


صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آرشیو موضوعی
خاطرات

دوستانه

عرفانی

تلخ و شیرین

آرشیو وبلاگ
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384

آمار بازديد افراد آنلاين :
بازديدهای دوستان:
پیوندها
اهوراآگر عزیز
محمد یعقوبی
هک...ویروس!!
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب::

پیوندهای روزانه
سارا ویش مستر
کدخدااااااا
همکلاسی
کامی جون
آرشیو پیوندهای روزانه

  RSS  
پرشین وبلاگ

وب سایت آموزش برنامه نویسی / علوم رایانه