|
بچه ها اول بگم که مریمی نازدونه دانشگاه روزانه رشت قفول شد..دست دست. (کشتن منو)  
امروز یه روز استثنایی بود.!!!
حدودای 2ماهه که با یکی آشنا شدم..با اینکه مدت آشناییمون کم بود اما انگاری یه عمره همو میشناسیم.
چن شب پیش برای اولین بار بهش مسج دادم.
اونم دیشب مسج داد که مریمی نازدونه بیا فردا که امروز باشه همو ببینیم.(خلاصه قرار گذاشتیم میدون شهرداری "رشت").
تا حالا همدیگرو ندیده بودیم.قرار شد هر وقت رسیدم شهرداری بهش میس بدم.
ماجرای من و عشق
ساعت دقیقا 4.
مریمی نازدونه:میس میدهد!!!!!!!
عشق:جواب میدهد!!!!!!!
مریمی...:زنگ میزند.!!!!!!!1
عشق ردد تماس میزند.
مریمی:دوباره زنگ میزند.!!!
عشق:اینبار جواب میدهد.
نفس در سینه محبوس و صدا پر از محبت.
عشق:مریمی کجایی؟
مریمی..:پیش پاساژ نگین.
عشق:بمون بمون اومدم.
مریمی :انتظااااار.
چشم به در ورودی
اوووووومد.من دیده بودمش اما اون نه.
خواستمبراش دست تکون بدم  .اما خیلی به هم نزدیک بودیم!!!!
سریع رفتیم طرف هم.
بقل کردیم همو.من خواستم که همو فشارم بدیم و اون قبول کرد!!!...ما دوستا عادت کردیم که وقتی همو بقل میکنیم یه جورایی احساساتمونو خالی کنیم.
عشق کسی نبود جز گیلدا که برای دیدن یه تحفه از تالش زحمت کشیده بودو اومده بود!!!!!!!!(اما مریمی نازدونه برد....چون گیلدا ارزشش رو داشت!!!!!).
برای گیلدا
گیلدا نازنازی بودن در کنارت حتی توی اون ساعات کم روحیمو چند برابر کرد!!خوردنی هستی دیگه.
میشکا و موشکا و واویشکا و علی رضا رو یادم رفت ببوسم!!!!!!
بحث با آقا "آ". تازه داغ شده بودااا حیف که زود ساعت 6 شد.بالاخره یا اون قانع میشد یا من یا هیچ کدوم(از وسط به 2طرف)!
در کل از اون دسته آدمایی هستید که فازتون به من میخوره!!!
من زودتر دیسکانکت شم که پولش زیاد نشه(یاد کی افتادی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)
درست حدس زدی همون دختره که فکر اقتصادیش وری آپ بود!!!!!!چقد خندیدیم.!!!!
گیلدا به این نتیجه رسیدم که برم همونجایی که گفتی و آموزش ببینم.اما گمونم  ...یعنی برم؟؟؟درسته که انواع موسیقی توو خونمه
  .اماااااااااااااا....
خیلی دوستت دارم...خیلی کوچیکتم....انگاری 19 ساله که دوستت دارم.برا سلامتی منو تو و لی لی و آقا" آ "و همه عزیزان .صلواااااااات.(اسپنده هاااااا)
لی لی میگه بازوت سیا که نشده؟؟؟.....نیشگونیکه طعم عشق میداد رو میگم......
خیلی خیلی مواظب خودت باش!!!!!!بوووووووووس بوووووووس!
|