تبليغاتX
گوهر خویش را مکن تقدیم هر ناقابلی
گوهر خویش را مکن تقدیم هر ناقابلی
 
       

فای فای(به حرف مامانتون گوش کنید وگرنه...)

        

 قدر دست‌هايم را بيشتر دانستم و قدر چشمهايم را و تازه فهميدم چه شكوهي دارد.. ايستادن بر روي دو پا آن لحطه كه.. به زمين خوردم!!!

     دیگه همه که دارن دل ما رو میشکونن.. آقا سگه هم روی همه!!!

 

سلام سلام.

امروز گمونم شنبه باشه.ساعت 11:45دقیقه از خواب بیدار شدم اونم به زور.آخه یه خروس بی محل زنگ زده بود باهام کار داشت.

برای همین یه خورده کسلم آخه زود از خواب پا شدم

وای خداااا اگه بدونین چقدر کمبود خواب دارم.

در کل این روزا زیاد حالو روزم مساعد نیست ولی بازم از همه شادترو شیطون ترو غیرقابل کنترل تر منم.مامانم اینا اینجور مواقع هی میگن "ماشالله بزرگ شدی".اما وقتی یه چیزی میخوام میگن هنوز بچه ای الان زوده.

آخرش من نفهمیدم بزرگ شدم یا بچم.البته خودمم گیج شدم.ولی خداییش بچه تیزی ام..(دقت""بچچچچه تیز"")همون بچه باشم بهتره...حالا فقط مامان اینا که نمیگن یکی دیگه هم تا دیروزبود که تا یه کاری میکردمو خوشش نمیومد میگفت"*مریم خیلی بچه ای*:فقط فرقش این بود که مامان اینا ناز میدادن منو اما اون .....

حالا میخوام یه خاطره از چن روز پیش براتون بگم که وقتی در حال وقوع بود خیلی تلخ بود اما الان که بهش فکر میکنم خیلی خنده داره.

منه شیکمو و دخترخاله شیکموتر از خودم چن روز پیش خونه مادربزرگم بودیم(خونش اینجا نیست اطراف اینجا میشینن)بعد اونجا خیلی دارودرخت داره...درختای میوه از انواع مختلف.سره ظهر بود منه خواب آلو مثل این معتادا هی میگفتم ساکت من میخوام بخوابم.ولی نمیذاشتن که بچه های بد.

خلاصه دیدم که نه.مثل اینکه نمیشه خوابید.پاشدم  به دخی خالم گفتم بیا بریم این اطراف اگه اون درخته هنوز میوه هاش تموم نشده (یه درخت که میوه های عجیب غریب اما خوشمزه داره)همونجا سره درخت یه صفایی....خلاصه دیگه.

رفتیم اونجا از شانس بد درخت برگ هم نداشت....ماشااااااااااالله هیچی نذاشته بودن...چوباشم خورده بودن(شوخی میکنم درخت رو قطع کرده بودن).

دختر خالم از من عقب تر واستاده بود برگشتم پشت دیدم یا قمر بنی هاشم یه سگ زشت زشت زشته سیاااااااااه ۲۰قدمی دخی خالمه.گفتم فلانی اصلا نترس.پشتتم نگاه نکن.فقط بیا از روی این سیم خارداره بپر اونور(مامان بزرگ اینا و در کل ما به این جور سیم خاردارا که ردیف به ردیف مثل دیوار میزنن میگیم پرچین"البته اگه اشتباه نکنم"")حالا خودم در معرض سکته مغزیو قلبیو کلیوی خلاصه همه چی بودم.

اما چشمتون روز بد نبینه این دختر خاله ما تنها کاری که نکرد پریدن از روی اون دیواره بود.(برگشت عقبو نگاه کرد.بعد جیق جیق.بعدش دویید"من میدونستم اگه بدوییم این میاد دنبالمون"ولی چاره نبود اون یه کاری رو کرده بود که منم مجبور بودم بکنم.

حالا من یه دنپایی پوشیده بودم شماره۵۰(یعنی برای پام بزرگ بود).ولی چاره ای نبود چون اونجاها پره از انواع تیغو....

حالا از همه جالبتر این قسمتش بود که اون وقتی میدویید کمک میخواستاما من دیگه همه پیامبرای پیشینو پسینو قبل انقلابو بعد انقلابو خلاصه همه رو آوردم اونجا.

فقط یه چیزش که خوب یادمه این بود که من میگفتم (با صدای خیلی بلند)خدایااااااااااااااااااا...یا قمر بنی هاشم...یا امام زمان تو رو خدا کمکمون کن(اونجور جاها یه جوری که دو طرف فقط درخته و خونه تکو توک دیده میشه.خلاصه یه هویی دیدیم یه پسره گفت ندویید ندویید(نگو این خرپسر صاحب این سگ زشت بود.)

به خیر گذشت حدود ۳یا۴دقیقه طول کشید اما برای ما دوتا یه قرن بود.بعدشم همو بقل کردیمو اینقدر گریه کردیم...گریه کردیم(من که تمام وجودم در حال ارتعاش بود...دنپایی هم یه لنگش از پام در اومده بود"اونجا آسفالتم که نبود همه پام هنوزم زخمیه.

بعدش مادر اون پسره یه آب بهمون دادو (خونشون همونجاها بود)خلاصه رفتیم خونه.......بچه های بد(همون مامان اینا)به جای اینکه دلداریمون بدنو بهمون افتخار کنن که توی دو و میدانی استعدادمون شکوفا شده نزدیک بود ما رو بزننخلاصه آبرو وحیثیت نذاشتن برامون.

 

جیک جیک1:روز خیلی بدی بودمرض بگیره این شیکم منو.وای خدا نکنه

 

جیک جیک2:به مادرانمان بیاموزیم که اینقدر ما را اذیت نکنند(سازمان حمایت از بچه های شرور)

 

جیک جیک3:حالم از هر چی میوه دیگه به هم میخوره اما نمیدونم چرا باز مصرف میوم زیاده؟

 

جیک جیک4: نکته اخلاقی این پست:وقتی سره ظهره و سگای ولگرد توی کوچه و خیابون هستن توی خونه بخوابید بهتره.در هر صورت شرف داره اگه برید توی آفتاب بشینید تا اینکه مثل منو دخی خاله نادمم......

 

جیک جیک5:مرده شور ایششششالله اون سگ زشترو بشوره.(پسره میگت الکی دنبالتون اومده...گاز نمیگیره... اصلا میگفت سابقه نداشت کسی رو دنبال کنه (من از همون اول متوجه شده بودم که اونم فهمیده من خیلی خوبمو عاشقم شده)ولی آخه عجب سگ خره..گاوه بی عرضه ای بود...برای چی حالا نگهش میداشتن خدا میدونه)

 

جیک جیک6:مواظب خودتون باشید عزیزترینها.پسورد وب کسی رو هم عوض نکنید مثل من.و ...همین دیگه.راستی میگن سگ بگیره جو نگیره اما من از این به بعد میگم::جو بگیره سگ نگیره ه ه ه ه ه""

 

جیک جیک 7:بای تا های مهربونترینها

فرزاد حسنی حرف نداشت اما حیف که!!!!

                                        

این بار یه سلام با کلی غم و تاسف.

مملکت اسلامی بهتر از این هم نمیشه...

الکی جهان سومی نیستیم که.

اصلا از مسائل سیاسی خوشم نمیاد ولی مجبورم که این بار بگم چون علاقه شدیدی به اجرا و شخصیت فرزاد حسنی داشتم و دارم و با این شایعاتی که این روزا بازارش داغ داغ این علاقه بیشتر هم شده.

یه مطلبی یه جایی خوندم و گفتم که به اطلاع شما دوستان هم برسونم که البته شاید تا حالا شنیده باشین.

 

                                             فرزاد ممنوع التصویر داخلی شد!
در روزهای آخر تیر ماه بود که سردار رادان رییس پلیس تهران، مهمان برنامه کوله پشتی بود، برنامه ای که از چندین سال قبل، اجرای آن برعهده فرزاد حسنی مجری نسل سومی تلویزیون است. اما پس از پخش دومین قسمت این برنامه بود که حرف و حدیث های فراوانی دهان به دهان چرخید و عده ای به نوع اجرای فرزاد حسنی، اعتراض کردند، از جمله نامه مظفر عضو شورای نظارت برعملکرد صدا و سیما، به مهندس ضرغامی از مهم ترین بازتاب های این برنامه بود، با این حال در قسمت دوم کوله پشتی، به نوعی از رییس پلیس تهران دلجویی شد. همچنین رییس پلیس تهران، خواستار آن شد که دیگران صدا وسیما را سرزنش نکنند، اما فشارها روز به روز بیشتر می شد، از طرفی پس از آن برنامه، کوله پشتی تنها در سه قسمت اجرا شد و همین وقفه در پخش آن بیشتر به شایعات دامن زد تا جایی که گفته می شد احتمالا کوله پشتی پخش نخواهد شد، اما پخش سه قسمت از این برنامه باعث شد تا حدی شایعات فروکش کند. در حالی که همه چیز رو به فراموشی بود بینندگان تلویزیون پس از پخش برنامه دیشب کوله پشتی و اجرای امیر حسین مدرس که در ابتدای برنامه گفت: فرزاد به خاطر کسالت نمی تواند این برنامه را تا چند روز اجرا کند، باعث شد که شایعات در مورد فرزاد حسنی قوت بگیرد. اما بد نیست بدانید، فرزاد دیشب با "فاطیما" برنامه من خوبم تو خوبی را که از شبکه جام جم پخش می شود را اجرا کرد.
از سوی دیگر یک مقام آگاه که نمی خواست، نامش فاش شود به
ksabz.net گفت: مهندس ضرغامی در برابر فشارهای موجود در رابطه با حذف فرزاد حسنی، مقاومت بسیاری کرد، اما سرانجام تصمیم بر این گرفته شد که مجری کوله پشتی تا اطلاع ثانوی، از حضور در شبکه های سراسری داخلی محروم شود و به عبارتی بهتر فرزاد حسنی ممنوع الکار شد

 

اگر این خبر صحت داشته باشه واقعا دیگه بدم اومده از زندگی کردن توی جامعه ای که حرف حق خیلی بیشتر از حد براشون تلخه.

 

 

 


زندگي در کلوزآپ ،تراژدي است و در لانگ شات..." کمدي"


صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آرشیو موضوعی
خاطرات

دوستانه

عرفانی

تلخ و شیرین

آرشیو وبلاگ
مهر 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384

آمار بازديد افراد آنلاين :
بازديدهای دوستان:
پیوندها
اهوراآگر عزیز
محمد یعقوبی
هک...ویروس!!
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب::

پیوندهای روزانه
سارا ویش مستر
کدخدااااااا
همکلاسی
کامی جون
آرشیو پیوندهای روزانه

  RSS  
پرشین وبلاگ